Radio Partow                                             راديو پرتو  
 

صفحه اول

تماس با ما

اتصالات

همكاران

گفتگوها

برنامه هاى ثابت

آرشيو

برنامه روز

 

   گفتار راديويى

 

باران نعمت "حقوق شهروندى" بر فراز مردم در ايران!

سياستى كه عارى از انصاف باشد٬ ثنار نميارزد. راه بجايى نميبرد. بعنوان يك نمونه زنده٬ دل پر از خون و دشمنى و نفرت عليه احمدنژاد و دولتش هر چقدر هم كه برحق باشد٬ اما يكذره انصاف و عدالت حكم ميكند كه مدال پرافتخار دفاع از "حقوق شهروندى"  را از ايشان دريغ نكرد. سلسله دلسوزان مردم ايران و حقوق شهروندى براى آنها٬ ليست بلند بالا و متلونى را شامل ميشود. احمدنژاد عضو تازه اين سلسله است. بنا به دستور ايشان گشت ارشاد رژيم جاى خود را به نيروى جديدى تحت عنوان "گشت حقوق شهروندى" داده است. اين خبر با دهن كجى گسترده اى روبرو شد.  تكليف احمدنژاد و حقوق مورد ادعاى او ناگفته پيداست٬ اما نگاهى به واكنش و دهن كجى ها لازم است چرا كه زواياى مهمترى از سياست در ايران و حقوق شهروندى براى مردم آن كشور را جلوى چشم قرار داده است. بعلاوه٬ اين خبر در فضاى پرتحرك سياسى ايران٬ پر اهميت بايد بحساب بيايد. تاكيدات مكرر سردار رادان از چهره شناخته شده از فرماندهان سرسخت ناجا مبنى بر اينكه گشت جديد كماكان وظيقه مبارزه با فساد اجتماعى و بدحجابى را در دستور خود خواهد داشت٬ ذره اى از اهميت خبر مربوطه كم نميكند. به چند جنبه بايد توجه كرد.

بازار سياست در ايران چيزى از يك شهر هِرت كم ندارد. اتفاقا مقوله "حقوق شهروندى" معيار گويايى براى اين بازار مكاره سياسى است. قحطى حقوق شهروندى در ايران نيازى به اثبات ندارد. اما خوشبختانه ليست كسانى كه براى قربانيان محروم از اين حقوق شب و روز پستان  به تنور ميچسبانند٬  از شمار خارج است. از جرج بوش تا دولت اسراييل٬ از دولتها و موسسات و مقامات بين المللى كه سر كار نگهداشتن و كرور كرور بده بستان با رژيم هَم و غم روزمره شان است٬ همه جور جانورى را ميتوان پيدا كرد. چشم حسود كور٬ خوش بحال مردم در ايران كه اينهمه دولت و دولتمرد دلسوز صف كشيده اند تا با هر وسيله ممكن٬ از جنگ و محاصره اقتصادى گرفته تا  ديپلماسى فعال و تطميع سر ديكتاتورهاى منحوس رژيم را به سنگ بزنند. خوش بحال مردم ايران كه خيل بزرگ اپوزسيون و راديكال هست كه هورا ميكشند و تضمين ميدهند  ته اين كشمكش سياسى بلاخره حقوق شهروندى به ثمرخواهد نشست! تازه اينها از خوشنام ترينهاى اين شهر هِرت هستند.

اصل خبر به يك گره گاه مهم سياسى در كشمكشهاى سياسى ايران٬ اشاره دارد. كشمكش بر سر حجاب در حادترين دوره هاى خود بسر ميبرد. اما هدف دولت تشديد و يا دور جديدى از حملات عليه زنان و حجاب نيست. در فضاى سياسى كه موسوى و كروبى قهرمانان "حقوق" شهروندان هستند؛ در جايى كه رفسنجانى و خطابه هاى نماز جمعه اش مبشر آزاديهاى اجتماعى بحساب ميايد؛ زمانيكه زهرا رهنورد طلايه دار هميشه در صحنه حقوق زنان قلمداد ميگردد؛  زمانيكه هنوز صد من يك غازهاى اصلاح طلبان دوره خاتمى٬ بعنوان راه چاره نشخوار ميشوند؛ چرا بايد احمدنژاد از غافله عقب بماند!؟ حقيقت آشكار اينستكه اين خيل بزرگ هر كدام دارند گليم نظامشان را از مخمصه هايش بيرون ميكشند. احمدنژاد هم دارد سهم خود را بنوع ديگر ادا ميكند. نگاه كنيد چگونه زن و حجاب و پوشش و عفاف و نقش دولت بعنوان منجى قانون اسلامى مخرج مشترك اين مجمع الاجمعين است! بخاطر بياوريد كه چگونه چشم پوشى موقت عامدانه (از جمله در دوره هاى انتخاباتى) و يا مقابلا حمله به زنان به بهانه پوشش در همه ايام حكومت عرصه اى براى تعادل مناسبتر بقاى رژيم بكار گرفته شده است.

اما سوال كاملا موجه اينستكه كدام "حقوق" و براى كدام "شهروندان" است كه مورد دعواست؟ حقيقت اينستكه بخش مهمى از آن جامعه هميشه از حقوق واقرى برخوردار بوده اند. در آن جامعه شيره جان كارگر كشيدن٬ بيرون انداختنشان از كارخانه٬ عدم پرداخت دستمزدشان حقوق مسلم بعضى از شهروندان است. بخش مهمى از قربانيان دست و پا بسته اين ماجرا را زنان تشكيل ميدهند. حقيقت اينستكه حقوق شهروندى زنان تنها به زمينه حجاب خلاصه نميشود٬ و تنها در اين زمينه مورد تبعيض و حمله و بى حقوقى قرار نميگيرند. در آن جامعه زنان در خانواده در مقابل شوهر٬ در مدرسه و در كوچه و خيابان و محل كار هم از حقوق شهروندى محروم مطلق است. ميشود پرسيد چرا موج پر افتخار سبز آزادى مدافع "حقوق" و دلسوزان "شهروندان" ايران زمين در اين موارد زبانشان لال است؟  ميشود پرسيد از تمدن اسلامى٬ از دمكراسى اسلامى٬ از فمينيسم اسلامى حضرات چقدر بركت براى شهروندان ايران٬ از جمله براى زنان و در عرصه پوشش بجا مانده است؟  احمدنژاد و همپالكى هاى رژيم خيلى قبلتر از "حقوق شهروندى" در لباس "عدالت" و افشاى آقازاده ها و "فقر زدايى" حساب خود را پس داده است. سركوب و توحش افسار گسيخته جمهورى اسلامى و اينبار تحت دولت احمدنژاد را هزاران هزار نفر با گوشت و پوست خود و عزيزانشان لمس كرده اند. آنچه  فضاى سياسى ايران كم دارد٬ رسوا سازى چهره جرياناتى است كه به همان اندازه با حقوق پايه اى شهروندى بيگانه اند. رقص اين جماعت زيادى شترى است.

جمهورى اسلامى امروز در عرصه حجاب در بدترين مخمصه هاى تاريخ خود قرار دارد. از آيت اله ها تا نهادها و مراجع گوناگون از درد بخود ميپيچند اما اعتراض و ناله ها هيچ كدام نميتواند دولت و ابزارهاى گسترده سركوبشان را عليه زنان به خيابانها بريزند. نارضايتى گسترده٬ خشم گسترده٬ خطر انفجارها و طغيانها بر بستر گرانى و حذف سوبسيدها جمهورى اسلامى را از باز كردن عرصه فعال كشمكش بر سر حجاب عاجز ساخته است. مبارزه امروز زنان و جوانان در ايران عليه حجاب بسيار گسترده و مملو از ابتكار و روحيه است. مبارزه براى حقوق برابر زنان بايد و ميتواند خود را از حجاب به عرصه هاى پايه اى ترى از حقوق زنان٬ عليه كل قوانين ارتجاعى اسلامى گسترش دهد.  حقوق پايه اى شهروندان بمعناى مدرن و سكولار و انسانى  بايد  روى پاى خود بايستد. دهها ميليون مردم زحمتكش آن جامعه به پرچم روشن٬ به اعتماد بنفس٬ به شناختن نيروى واقعى اعتراض خود نياز دارند. چنين پرچمى  پرونده اسلام و قوانين و فرهنگ منتسب به آنرا بايد يكجا به گور ميسپارد. در عين حال  حقوق شهروندى بايد حق برخوردارى از يك زندگى شايسته٬ از زاويه حق برخوردارى از امنيت و نان و رفاه  را با امر خود عجين بداند.

مصطفى رشيدى

١٢ نوامبر ٢٠١٠