Radio Partow                                             راديو پرتو  
 

صفحه اول

تماس با ما

اتصالات

همكاران

گفتگوها

برنامه هاى ثابت

آرشيو

برنامه روز

 

   فصل تعيين دستمزدهاى سالانه در ايران: خواست طبقه كارگر چيست؟

ميز گرد با رحمان حسين زاده و مظفر محمدى از رهبرى حزب حكمتيست ـ  گفتگوى اول

نوار ١     بشنويد              نوار ٢   بشنويد

چرا هنوز از يك جنبش قدرتمند بر سر دستمزدها فاصله داريم ؟ موانع ذهنى كدامند؟ ـ گفتگوى دوم

نوار ٣      بشنويد

 

Workers

 

مساله تعيين دستمزد پايه كارگران در ايران در دستور مراجع مربوطه قرار گرفته است. هر ساله با نزديك شدن پايان سال هيئتهاى شوراى عالى كار جمهورى اسلامى بدنبال اين امر به تحرك ميافتد و در توافق با سه مرجع سطح حداقل دستمزدها را رقم زده ميشود٬ نماينده كارفرمايان٬ از شوارهاى اسلامى و خانه كارگر و ساير مراجع رسمى و دولتى كارگرى ـ نماينده كارگران و بلاخره نماينده وزارت كار مسىوليت تعيين دستمزدها را بعهده دارند.

ظاهرا تعيين دستمزدها را باصطلاح به يك فرايند قانونى سپرده شده است كه با شركت نماينده طرفين كار و با معيارهاى معين اينكار صورت بگيرد ... در مورد چگونگى اين روند ميشود بحث كرد. سوالات متعدد هست كه نماينده كارگران طى كدام پروسه تعيين شده است؟ كارگران چقدر در اين مذاكرات سهم داشته اند؟ معيارها كدامست و غيره. سوال اينستكه اين چه پروسه و چه مراجع و چه دالانهايى است كه سى سال آزگار است كه همواره يك دستمزد زير سطح فقر را براى كارگران به ارمغان مياورد؟

اما دولت و رزيم جمهورى اسلامى و قانون اساسى اش دنبال هر چه كه باشد٬ مساله تعيين دستمزدها در ميان كارگران تحرك جدى را بهمراه مياورد. مساله معيشت كارگران به صدر توجه رانده ميشود٬ اعتراصها جان ميگيرد٬ فعالين و تشكلهاى كارگرى و احزاب مختلف چپ نيز در اين زمينه سياستها و رهنمودهاى خود را با اين تحركات همراه ميكنند. از امروز و در طى سه برنامه راديو پرتو٬ ميز گردى را به مطفر محمدى و رحمان حسين زاده از رهبرى حزب حكمتيست ترتيب داده ايم تا جوانب مختلف دستمزدها را به بحث بگزاريم. اطلاعيه حزب حكمتيست در همين زمينه هفته قبل منتشر شد كه عنوان آن اين بود: حالا نوبت كارگران است!

گفتگوى اول:

١ ـ تعيين دستمزد سالانه را در ماه اسفند در دستور ميگذارد. اين پديده مورد توجه قرار ميگيرد. سوال اينستكه چرا دولت آنرا مهم ميگيرد؟ مگر سركوب و فقر كارگر جزو ذاتى اين حكومت نيست٬ پس چرا اين بساط را پهن ميكند؟ خيمه شب بازى است؟ چرا كارگر بايد اين ماجرا را جدى بگيرد؟ چرا حزب حكمتيست اين پديده را جدى ميگيرد؛ انتطار و توقع شما از اين دوره چيست؟ افشاگرى؟ دامن زدن به جنبش افزايش دستمزد؟ و يا چى؟

٢ـ در مورد خود دستمزدها و شرايط كار و زندگى امروز طبقه كارگرِ: فقر٬ دستمزد زير خط فقر٬ بيكارى بدون بيمه بيكارى٬ دستمزدهاى معوقه٬ تورم ... دستمزد سال ١٣٨٩ را دولت ٣٢٠ هزار تومان تعيين كرد٬ كارگر چه سالى را پشت سر گذاشت؟

٣ ـ قانون كار ميگويد دستمزدها بايد با توجه به اولا: سبد نيازهاى يك خانوار پنج نفره تعيين بشود و تانى مطابق آمار تورم بانك مركزى افزايش پيد كند. اگر به همين قانون بسنده كنيم٬ دستمزد ماهانه بايد حدود يك ميليون باشد. خود مقامات اصرارى ندارند كه دستمزد ها خيلى كم است. چگونه حكومت روز روشن از زير مسئوليت خود شانه خالى ميكند و با زندگى ميليونها نفر بازى ميكند؟

٤ـ در مورد احتمال شورش گرسنگان در ميان كارگران و زحمتكشان ايران زياد گفته ميشود. چرا از اين شورش خبرى نيست؟

٤ ـ يارانه ها و دستمزدها: آيا بهم مربوط است؟

٥ ـ خطوط كلى سياست حزب در زمينه دستمزدها چيست؟

****

گفتگوى دوم:

اينكه زندگى كارگر سخت است٬ اينكه افزايش دستمزد ميخواد٬ براى هيچ كس باندازه خود كارگر روشن نيست. ولى چرا آن اعتراض لازم شكل نميگيرد. دلايل و ذهنيتها و موانع كدامست؟

هدف از گفتگوى دوم خم شدن روى يكسرى افكار و مواضع ذهنى است كه لبه تيز خواست دستمزدها را كند ميكند. اين ذهنيتها را بخشا سرمايه داران و دولت دامن ميزنند. حتى در غرب هم اين سياستهاى صد كارگرى در قالب باصطلاح واقعيتهاى اقتصاد بخورد جامعه و قبل از هر كس خود كارگر ميدهند. دو ذهنيت مهم اينهاست:

اول: گفته ميشود دستمزد بيشتر و يا افزايش غير واقع بينانه و يا زياد طلبانه كارگر باعث افزايش تورم ميشود و خود كارگر بيشتر از هر كس و البته كل اقتصاد ضرر ميبيند.

دومِ: گفته ميشود افزايش دستمزدها بحران توليد را تشديد ميكند. سرمايه داران قدرت پرداخت ندارند٬ دستمزد بالاتر اجناس توليدى را گرانتر ميكند٬ فروش نميرود و كارخانه ها ميخوابد٬ و خلاصه همين كار و دستمزد هم برباد ميرود.

در مورد هر دو موضوع من اظهاراتى از مددى و حكيمى و چند نفر ديگر را در لينكهاى بالا جمعاورى كرده ام كه ميتوانيد بخوانيد. اينها از مسايل كهنه و شناخته شده كارگرى است كه حداقل بزبان فارسى ادبيات قابل اعتنايى عليه شان وجود ندارد.

مساله ديگر در مورد موانع ذهنى درون كارگران براى عدم شكل گيرى يك جنبش قوى افزايش دستمزد٬ ترس و فرصت طلبى و پراكندگى در ميان خود كارگران عنوان ميشود.